تبلیغات

. به نام آنكه معادله عشق را در دادگاه زندگى ، حسرت یك سبد ستاره نهاد .

زندگى را هر گونه بنگرى زیباست ! - چقدر ساده‌است ، پر از نیاز بودن ...
چقدر ساده‌است ، پر از نیاز بودن ...

شب‌بوى مست‌ باغ
از  رایحه خوش حضورت مست مستم
نمیدانم چه هستم ، نیستم ، یا که هستم
خدایا قلب ما را طاقتى نیست
چه گویم
زدست عشق من باز هم دلشکسته‌ام
   رنج است ؛ ولى زیباست ...

........................................................................................................................................
اجازه گرفتم
اجازه خیال رو گرفتم
پس بذار خیال كنم ، بذار خیال كنم  تو دلتنگیات ، غروب كه میشه یاد من میوفتى ؛
بذار خیال كنم منم اونكه دلت تنگه براش ؛ اونى كه وقتى تنهایى ، پر میشى از خاطره هاش ؛
اونى كه هنوز دوستش دارى، اونى كه هنوز همنفسه ؛
بذار خیال كنم منم ، اونى كه بودنش بسه ...
بذار خیال كنم ، بذار ...!
اگرچه بى‌خیالمى ...
چقدر ساده‌است ، هنوز بودن و چقدر ساده‌است ، پر از نیاز بودن ...
و من سرشارم از نیاز ...
تولد نیازى بى‌انتها ، تولد جسمى فانى به طراوت نیازى زیبا ، بذار خیال كنم ، بذار ...
بذار خیال كنم هنوز یه لحظه از نیازتم ،
اگر تمومه قصمه‌مون ، هنوز ترانه سازتم ...
پا بر آسمان میگذارم ؛ فریب زمان را نمیخورم ؛ میدانم چه زود دیر میشود ...
و انسان را این اشرف مخلوقات عالم را ؛ با اسطوره‌هایش رها میکنم .
شاید خورشید براى روشنایى کفایت کند ؛ البته اگر این ابرهاى دهشت‌زا کنار روند .
دیگر اینجا کارى ندارم ، میروم تا خانه‌اى نو بنا کنم .
خانه‌ى من طبیعتى بکر است و دیدنى ...
از این آدمک ها بیزارم .
میانشان بودن بیهوده است ...

...............................................................................................

روزگارى مردم دنیا دلشان درد نداشت، هرکسى غصه‌ى اینکه چه مى‌کرد نداشت، چشمه‌ى سادگى از لطف زمین مى‌جوشید ، خودمانیم زمین این‌همه نامرد نداشت... 

نوشته شده توسط طنین در سه شنبه 21 آبان 1387 و ساعت 03:53 [+] | مرواریدهاى ارسالى شما ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-