تبلیغات

. به نام آنكه معادله عشق را در دادگاه زندگى ، حسرت یك سبد ستاره نهاد .

زندگى را هر گونه بنگرى زیباست ! - دلم یه زندگی قدیمی میخواد، کنار تو...
دلم یه زندگی قدیمی میخواد، کنار تو...

ای کاش پنجاه سال پیش به دنیا میومدم...

دور از هیاهوها و صداهای امروز

دور از دغدغه ها و ناآرومیای امروز ...

دلم میخواست یه خونه میداشتم، ازون خونه های قدیمی

با پنجره های چوبی سفید رنگ

یه حیاط  سنگی کاهگلی میداشت...

اندازه اش مهم نبود

مهم این بود که وسط حیاط یه حوض آبی رنگ می داشت

پر از ماهی قرمز

دورش هم گلدونای شمعدونی میچیندم

هر روز عصر حیاط رو آبپاشی میکردم...

یکی دو تا صندلی چوبی با پتو میذاشتم گوشه حیاط

شایدم گاهی یه تیکه فرش کوچیک یه گوشه پهن میکردم

چایی زغالی دم میکردم و

با صدای سکوت حیاط و سر وصدای گنجشکها

شاملو میخوندم و از زنده بودن لذت می بردم...

دلم یه خونه قدیمی میخواد

با آدمای قدیمی

نون ها و تنورهای قدیمی...

دلم یه زندگی قدیمی میخواد...

از اینهمه ماشین و صدای دزدگیر و هیاهو خسته شدم...

دلم یه کمی آرامش قدیمی میخواد...

................................................................................................................

دلم یه زندگی قدیمی میخواد، کنار تو...

 

نوشته شده توسط طنین در شنبه 10 اسفند 1392 و ساعت 20:14 [+] | مرواریدهاى ارسالى شما ()
ویرایش شده در تاریخ چهارشنبه 21 اسفند 1392 و ساعت11:32