تبلیغات

. به نام آنكه معادله عشق را در دادگاه زندگى ، حسرت یك سبد ستاره نهاد .

زندگى را هر گونه بنگرى زیباست ! - هواییت شدم...
هواییت شدم...

من باید چند ده سالی پیش تر به دنیا میومدم

به درد این دوره زمونه نمیخورم...

چقد همه جا صداست...

تو آسمون ترافیکه

رو زمین هم

حتی صداها هم پر از ترافیکن

 

گاهی وقتا ازین ناآرومی اینقد خسته میشم

که دلم فقط خواب میخواد

دلم رفتن به دنیایی میخواد که ازین دنیا جدام کنه

 

گاهی یه چیزایی لابه لای این شلوغیا بهت جون میده

هواییت میکنه...

مثل عطر اقاقیاها که چند روز پیشا همه کوچه رو پرکرده بود

یا عطر یاس امین الدوله روی دیوار...

دیشب از عطر مست کننده شون خوابم نمیبرد...

صبح اتاقم پر بود از عطر یاس دیشب و

صدای گنجشکا  که واسه خوردن نرمه نون ها ،

پشت پنجره اتاق سروصدایی راه انداخته بودن...

دلم باز هوایی شده...

 هوایی یه خونه قدیمی ، با دیوارهای کاهگلی ، تو یه محله قدیمی

بی صدا

فقط صدای گنجشکا باشه و قمری ها

عطر یاس فضای کوچه رو پر کرده باشه و

صبحا بلبلا از مستی هوای خوب و روزگار قشنگ بخونن و بخونن و بخونن...

نه

انگاری من به درد این دوره زمونه نمیخورم...

خدایا ! من باید چند ده سالی پیش تر به دنیا میومدم...

ولی حالا چرا...؟!

 

نوشته شده توسط طنین در چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 و ساعت 11:05 [+] | مرواریدهاى ارسالى شما ()
ویرایش شده در تاریخ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 و ساعت11:06