تبلیغات

. به نام آنكه معادله عشق را در دادگاه زندگى ، حسرت یك سبد ستاره نهاد .

زندگى را هر گونه بنگرى زیباست ! - دل كوچكم چرا اینقدر بى قرارى میكنى ؟!
دل كوچكم چرا اینقدر بى قرارى میكنى ؟!

آسمان من تاریك است ،
آن هنگام كه خورشید محبت تو بر صفحه بى منتهاى دلم نمى تابد .
چقدر دلتنگى سخت است ...
سخت تر آنست كه كه از محبت دلى ناامیدى شوى، كه بهانه قصه خواب هاى شبانه توست ...
دل كوچكم ، چرا اینقدر بى قرارى میكنى ؟!
خدایا !
كدامین دعا، دل آشفته را آرام مى كند و كدامین الهام سخن دل به مقصد مى رساند ؟!
به همان ندا بگو كه تپش هاى نامنظم قلب ، بى قرارى ها و دلتنگى ها ...
به همان ندا بگو كه اگرچه افتاده ام، اگرچه دنیا به دور پلكانم مدام مى چرخد ؛ اما من ایستاده ام !
قلبم مرتب عزم ایستادن میكند و باز در مقابل خواست من كم آورده و مجبور به دویدن مى شود ،
پاهایم مدام به زمین مینشاننم و گاه خوابى عمیق به سوى آرامش میخوانَدَم ...
مژه هاى خیس و اشک هاى بى اختیار چشم هاى من گواه ناامیدى میدهند ، و صداى به فراموشى رفتنم را فریاد میزنند ...
اما من هستم و هنوز در دلم گرمایى حس میكنم .
نمیدانم آتش آب شدن شمع است كه دلم را میسوزاند یا شعله ى درد است.
هر چه هست گرم است و گاه سوزناك !
خدایا ! كمكم كن بى مهرى و خودخواهى دل زمینى ام را اسیر تاریكى نكند !
خدایا ! كمكم كن دل به محبتى بسپرم كه معنایش را بشناسد و ببیند و بداند و بخواهد ...
چه میشد اگر اینگونه نبود ؟! كاش میدانستى ...
چاره اى ندارم جزآنكه بگویم راضیم به هرچه رضاى توست در آن !
یا غیاث المستغیثین ! كمك كن تا رستگار باشیم ...

نوشته شده توسط طنین در جمعه 5 مهر 1387 و ساعت 04:09 [+] | مرواریدهاى ارسالى شما ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-