تبلیغات

. به نام آنكه معادله عشق را در دادگاه زندگى ، حسرت یك سبد ستاره نهاد .

زندگى را هر گونه بنگرى زیباست ! - نمیدانى كه چقدر سهم من كوچك بود ...!
نمیدانى كه چقدر سهم من كوچك بود ...!

خیلى عجیب نیست ،

اگه یه روز بشنوى دیگه نیست ...

نمیدونم با خودت چى فكر میكنى . اصلا فكر میكنى یا فراموش كردى .

من واقعا نمیدونم .

و آیا اصلا مهمه كه بدونیم رنگ ماسه‌هاى كف دریا آبیه یا چشم‌ها ماسه‌ها رو اشتباهى میخونن ...

و آیا مهمه كه بدونیم ابرها براى غصه‌هاى ما آدما میبارن یا تحمل سنگینى وزن قطره‌ها براشون سخته ؟!

میدونم چشماى آدما همیشه ، رازهاى پنهان تو دلشون رو رسوا میكنه !

و باز من نمیدونم چه رازى تو نگاه‌هاى خشمگینانه‌ى تو پنهانه كه نمیتونم كشف‌شون كنم ...

زندگى قصه‌ى كوتاهیه ، كه داستان صدساله‌اش هم قد یه قصه‌شبه !

یكى بود ، یكى نبود .

زیر آسمون خدا ، فرشته هایى زیبا رو شونه‌ى آدما مینشستن و چنگ مینواختن و آواز میخوندن و ...

مدتى كوتاه بعد بال میزدن و پرواز میكردن و میرفتن ...

و تكرار برهم‌خوردن آواز سفید تولد و پرواز !

چرا زندگى میكنیم ؟!

خدایا

این همه كاغذِ سفید !!! چرا برگ منو سیاه كردى ؟!

چرا به قلب من هم اجازه‌ى تپیدن دادى ؟! چرا به آهنگ وجود من هم احساس دادى ؟!!!

حالم خیلى برام عجیبه ! چرا قشنگ دیدن خورد شدن وجودت عجیبه ؟!

احساس میكنم سركلاسى نشستم كه حتى از نوشتن الفباى حضورش هم عاجزم !

عجیبه ؛ نگاه‌ها به زبان جدیدى حرف میزنن ، انگار كه با من بیگانه‌اند ... !

آره ، انگار با فرهنگ این چشم‌ها بیگانه‌ام ...

چشمام نابینا شدن ؛ آدما رو نمیبینم ، اما تو همیشه در كمال زیبایى روبه‌روم ایستادى و لبخند میزنى !

پروردگارا تو را به این موهبت سپاس !

همه شمع‌هام خیلى زود تموم شدن ! امشب اتاقم تاریكه و ستاره‌هاى روى دیوار تو تاریكى میرقصن ...

امشب جمله‌هام بوى شمع ندارن ؛ چشمام خشك شد رو به این آسمون ؛ آخه پس تو كجا موندى ؟!!!

یادت باشه اینبار شمع‌هایى بخرى كه لااقل تو تنهایى‌هام ، بیشتر پیشم بمونن ...

بگو فروشنده شمع‌هایى بهت بده ، كه اینقدر اشك نریزن !

خدایا ، به بودنت و به داده و نداده‌ات شكر ...

............................................................................................................................

با کدامین غروب گرم صحبتى ، که از یاد برده طلوعش را ...! 

 

نوشته شده توسط طنین در جمعه 11 بهمن 1387 و ساعت 18:41 [+] | مرواریدهاى ارسالى شما ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-