تبلیغات

. به نام آنكه معادله عشق را در دادگاه زندگى ، حسرت یك سبد ستاره نهاد .

زندگى را هر گونه بنگرى زیباست ! - فقط مثل تو غمگینم ...
فقط مثل تو غمگینم ...

اسیر شدم

آزادم ولی اسیرم ...

قلبم مرتب مثل قلب گنجشک تو سینه ام تندتند میزنه .

چقدر بهت گفتم مواظب باش !

چرا ؟

نیستن ولی خودم شنیدم باهم حرف میزدن.

تنها رو تخت نشسته بودم، تا چشمامو میبستم، صدای حرف زدنشونو میشنیدم ...

به خدا باهم حرف میزنن !

چندنفری باهم صحبت میکنن ؛ همهمشون نمیذاره بخوابم !

هی یکیشون میگفت پاشو ببار ! پاشو دیگه !

اینقد گفت که چشمامم گول خوردن ...

خسته شدم !!!

ولم کنین !!!

از اتاق من برین بیرون ! با همتونم ! برین بیرون !

میخوام تنها باشم !

هرچی میگم نمیرن بیرون !

نمیذارن بخوابم ؛ نمیذارن بنویسم ؛ نمیذارن فکر کنم ؛ نمیذارن نفس بکشم ...

چقدر اینجا تنگه !!!

خدایا خسته شدم ! آخه پس تو کی میخوای خدا باشی ...

………………………………………………………………………………………………….

 نه از خاکم، نه از بادم،  نه در بندم، نه آزادم ... فقط مثل تو غمگینم، فقط مثل تو دلتنگم ...

 

نوشته شده توسط طنین در دوشنبه 21 دی 1388 و ساعت 04:11 [+] | مرواریدهاى ارسالى شما ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-