تبلیغات

. به نام آنكه معادله عشق را در دادگاه زندگى ، حسرت یك سبد ستاره نهاد .

زندگى را هر گونه بنگرى زیباست ! - دلم تنگه...
دلم تنگه...

خدایا !

میخوانمت اما صدایی از تو به­سویم باز نمیگردد...

در میان همهمه و غوغا و آشوب،  نفس بریده­ام... میشنوی­ام ؟!

نفس بریده­ام... نفس بریده­ام... نفس بریده­ام...

آسمان چشمهایم ز باران پر شده، غرق شدم اما تو را نوازشی به مهر نیامد...

دریاب دل تنگم را ای مهربان و بخوان مرا و بازگردانم به­سوی خویش

بالهایم را زین مرداب نفس برهان، اسارت مرا بس است...

چون پروانه­ به انتظار گشودن پیله­ام و رهایی... من مشتاق پروازم...

دستان مهربانت را بگشا و در آغوشم بگیر!

و به اوجم ببر...

به آنجا که دستهای سردم به گرمای تو نلرزد و انگشتانم ز تلاطم خم نشود...

به آنجا که خورشید به عشق می­تابد نه به اجبار...

به آنجا که کنج خلوت قلبم گرمِ گرم است...

نمیدانی چقدر اینجا سرد است!

و چقدر بی­قرارم...

فردا !!! میشود که نیایی؟!!!

خدایا! آرامش آغوش توام آرزوست...

جامانده­ام !  من اینجا جامانده­ام!  برگرد و به آغوشم بگیر...

 

دلم خیلی گرفته...

خسته­ام

................................................................................................................. 

 دلم برای حس آرامش تنگ شده...

 

نوشته شده توسط طنین در سه شنبه 5 بهمن 1389 و ساعت 03:57 [+] | مرواریدهاى ارسالى شما ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-